دو سال هست كه اواخر سال و قبل از نوروز با بچه ها ميريم لاور گادون . صبح تا ظهر . همه چيش خاطره است . از خستگي هاي تو راهش و عقب افتادن هاش !! تا همون كباب و خوراك اونجاش .
هم آب پر از كرم تو بركه اش و هم دستشويي عتيقه اش . هم درختهاي كنار عظيم الجثه و هم درخت كنار پيرش كه كنار سيد نام دارد . همه و همه و همه
اما از همه جالبتر طبيعت بسيار دلرباش . قبلا كه مرحوم فلكناز اونجا ساكن بود هم ميرفتيم كه اون هم يه خاطره بود . ولي چن تا عكس از طبيعت اونجا گرفتم تو همين سفر اخير . دو سه تاش رو وحيد گذاشت توسايت http://www.janahonline.com/index.php?topic=823.0 و اين يكي رو هم خودم ميزارم .
اين عكس درست بعد از خوردن چاشت هست كه همه حوصله حركت كردن هم ندارند . يكي بين درختها نشسته و يكي خوابيده و .... . ولي من . توجه بكنيد كه چقدر توانا . پر حوصله و ... هستم كه دارم بعد چاشت فعاليت ميكنم

.
بقيه ياد بگيرن در آخر بگم كه تاريخ رو عكس و تاريخ اصلي گويا تفاوت دارد . فقط حدود دوهفته اختلاف

اين عكسش :

دومين عكس هم مربوط به زماني حدود دو يا سه سال پيش هست كه رفته بوديم لاور تهرو . از بغل بركه اش رفتيم بالا . تو دره هاي وحشتناكي كه اونجا هست دنبال همين بنشه بوديم . اين هم خاطره خيلي خشي است .
